shadow

ویژگی‌های وضعیت سیاسی ایران – خانه توسعه و تعالی اقتصاد

ثمینا رستگاری در روزنامه اعتماد نوشت: اگر قرار باشد برای وضعیت سیاسی ایران یک ویژگی برشماریم که بیشترین توافق بر سرش وجود داشته باشد آن ویژگی این است که «هیچ‌کس راضی نیست»

این ساختار یک عمارت خشت و گلی نیست که دینامیت زیرش بگذاریم و خرابش کنیم و از نو بسازیم. این ساختار یک متریال بی‌جان نیست یک موجود زنده است.

بخش زیادی از آن ویژگی را حاکمیت به منتقدانش تحمیل کرده و می‌توان آن را یک عارضه سیاسی دانست. چرا که امکان نقش‌آفرینی را از آنها گرفته. به قدرت راه‌شان نداده و آنها راهی جز قدرت یافتن را هم بلد نبوده‌اند. صدای‌شان را نشنیده و آنها را وادار به فریاد زدن کرده، سیستم سیاسی در ایران استعداد عجیبی در منتقد تراشی داشته راه‌حل از کسی نخواسته، آموزش سیاسی نداده، نیروی سیاسی تربیت نکرده. فقط نمی‌توان از مردم خواست که وضعیت را درک کنند و به دلیل داشتن دشمن خارجی سکوت کنند. مسوولان هم باید به همان اندازه شرایط فعلی را درک کنند و در مخالف‌تراشی خست به خرج دهند. فقط نمی‌توان از مردم ایراد گرفت که چرا به رسانه‌های بیگانه اعتماد می‌کنند و به آن اقبال نشان می‌دهند؛ باید بدون لکنت از حکومت هم خواست که رسانه ملی‌اش را از تک صدایی خارج کند و بگذارد در این رسانه صدای مخالف هم شنیده شود. نظام سیاسی ما حاضر است به پیش پا افتاده‌ترین سلبریتی‌ها آنتن زنده بدهد و به آنها اعتماد کند که با اندک سوادی هر چه می‌خواهند بگویند اما این اعتماد را به استادان دانشگاه و تحلیلگران سیاسی ندارد. این عیب و علت‌ها هست و همان مثال معروف همه در یک کشتی نشسته‌ایم نیاز به تکرار ندارد. ولی به قول صاحب نظری در این کشتی عده‌ای در حال ریختن زغال به کوره‌اند و عرق می‌ریزند، عده‌ای روی عرشه نشسته‌اند و دستور می‌دهند و برخی ساده‌لوحانه به هیجان‌انگیز بودن لحظه غرق شدن فکر می‌کنند. کسی به ظاهر تیشه‌ای دستش نیست اما بی‌برنامگی در مقابل امواج پیش رو با تیشه در دست داشتن و بر کف کشتی کوبیدن فرق چندانی ندارد.

آنچه امروز با آن مواجهیم ثمره تلاش و آزمون و خطاهایی بوده که برایش عمر و زندگی و سرمایه داده شده است و چون درختی درون خاک ریشه دوانده. وضعیت فعلی معدل همه کارهایی بوده که در دوران ماضی امکان فعلیت یافتن داشته است. در عالم نظر و روی کاغذ می‌توان گفت اگر فلانی این حرف را نمی‌زد، اگر بهمانی این سیاست را ابلاغ نمی‌کرد آن قرار‌داد را امضا نمی‌کرد، اگر فلان زمان قدرت به دست آن گروه می‌افتاد و… اما در عالم عمل همه آنها اتفاق افتاده، به عنوان یک سرگرمی و بازی می‌توانیم پاک کنی دست بگیریم و هر جای تاریخ را که دل‌مان نمی‌خواهد پاک کنیم اما در نتیجه، تغییری ایجاد نمی‌شود. نتیجه وزن‌کشی گروه‌ها و فکرهای مختلف این شده که امروز می‌بینیم.

یک مهندس از آنجا که از صفر تا صد یک پروژه را خودش طراحی کرده و همچنین از آنجا که با یک سازه و متریال بی‌جان طرف است برای رفع یک نقص به راحتی می‌تواند به کارگری تیشه بدهد و بگوید این دیوار را خراب کن، این ساختمان را فرو بریز. صاحب این تفکر در سیاست هم خیلی راحت می‌تواند چنین فتوایی صادر کند. غافل از اینکه اولا از صفر تا صد ماجرا دست یک سیاستگذار نیست، وضعیت امروز برآیند تمام نیروهایی است که در گذشته وجود داشته‌اند، اعمال شده‌اند، مقاومت کرده‌اند حذف شده‌اند یا توان مقاومت نداشته‌اند.

برای درمانش نمی‌توانیم حکم قتلش را بدهیم و بعد در آزمایشگاه دوباره زنده‌اش کنیم. نمی‌توانیم بگوییم آن را از بین می‌بریم ببینیم فردا چه پیش می‌آید.

ثمینا رستگاری در روزنامه اعتماد نوشت: اگر قرار باشد برای وضعیت سیاسی ایران یک ویژگی برشماریم که بیشترین توافق بر سرش وجود داشته باشد آن ویژگی این است که «هیچ‌کس راضی نیست». همه منتقدند. همه به محض اینکه به تریبون و رسانه‌ای برسند یا در معرض پرسشی قرار گیرند زبان به اعتراض می‌گشایند.

تحلیل‌های سیاسی را که نگاه کنید فرق نمی‌کند صاحب تحلیل چپ باشد یا راست اپوزیسیون باشد یا نباشد، ایران نشسته باشد یا خارج از کشور، نسخه شفا بخش همه این است که می‌توان کوبید و از نو بنا کرد، دیوار کج بالا آمده و اگر خرابش نکنید تا ثریا کج خواهد رفت. انگار یک قرارداد کاغذی است که یک عده با کت و شلوار و کراوات آن را امضا می‌کنند و تمام می‌شود و کمتر کسی به این مساله توجه می‌کند که اجرایی شدن ایده‌های آنها به ریختن خون، ناآرامی و بی‌ثباتی نیازمند است.

نکته مورد تاکید مسوولیت‌پذیری ما برای درمان این موجود است. متاسفانه در سپهر سیاست ایران خیالپردازی و اوهام‌گویی و آرزو‌اندیشی دست بالا را گرفته است، افراد به جای ارایه راه‌حلی که امکان عملی شدن داشته باشد خیال می‌بافند و اتفاقا بازارشان هم کم رونق نیست.

قبل از ادامه سخن بگذارید راه را بر یک خطر ببندیم آیا ما در حال توجیه و تعریف از وضع موجودیم؟ آیا از مقدمه‌ای که آمد می‌خواهیم نتیجه بگیریم که کمال مطلوب همین است؟ باید سوخت و ساخت؟ با شفافیت باید تصریح کرد که خیر چنین نیست. اگر سیستم موجودی زنده باشد بی‌عیب و علت نیست قبراق و سرحال در حال تاختن و رفتن به جلو هم نیست. این موجود زنده اگر جایی دستش شکسته، یک متخصص دستش را گچ نگرفته و حالا استخوانش کج جوش خورده، یک سرماخوردگی کوچک که به راحتی قابل درمان بوده چون به وقتش علاج نشده اکنون عفونتی مزمن شده. بحث بر سر وجود درد نیست همه سخن بر سر امکان درمان و علاج‌پذیری این موجود است.

یکی از پاسخ‌هایی که می‌توان به این سوال داد این است که کسی سیستم سیاسی ایران را مانند یک موجود زنده نگاه نمی‌کند؛ موجودی که به بیماری‌هایی مبتلاست و باید درمان شود. همه نگاه مهندسی شده به وضعیت دارند نه نگاه طبیب‌گونه. چند سال پیش اقتصاددانی ورود مهندس‌ها به حوزه سیاست ایران را علت این آفت عنوان کرده بود؛ اما منظور ما از نگاه مهندسی به معنای درس مهندسی خواندن نیست بلکه شیوه تفکری است که در خود توان برکندن و دوباره ساختن می‌بیند و مهندسی فرهنگ و اجتماع را ممکن تصور می‌کند.

بیان ضعف‌ها و کاستی‌های سیاست و اقتصاد ایران این روزها دیگر نه به معلومات و تخصص خاصی نیاز دارد و نه فقط در انحصار یک گروه و رسته خاص است. از رحیم‌پور‌ازغدی در صدا و سیما تا فلان تحلیلگر در صدای امریکا همه منتقد و معترض وضع موجودند. سوال این است که چرا اینطور شده؟ چرا کسی نمی‌تواند از وضع موجود دفاع کند؟ و عرصه سیاست ایران از مفهومی به نام مدافعان و حافظان وضعیت موجود خالی شده و روح رادیکالیسم در کالبد چپ و راست و اصولگرا و اصلاح‌طلب دمیده شده؟این پرسش یک پاسخ سرراست ندارد، می‌توان آن را در حوزه‌های مختلف نظری و روانشناختی و سیاسی کاوید و به نتیجه‌ای رسید؛ نتیجه‌ای که شاید بتواند نقطه عزیمتی برای برون‌رفت از وضعیت فعلی باشد.

این سیستم عیب و علتی هم اگر دارد که دارد باید آن را درمان کرد. این نوع نگاه در سپهر سیاسی جامعه ایران غایب است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *